ABOUT
CATS
TAGS
PAST
LINKS
POSTS
CODES
TEMP
ܓܨܓܨ نگارین کده ܓܨܓܨ
خدایا!
هزاران بار شکرمیگویم تو را
شکر میگویم برای تمام لحظه های عمرم
برای نفس کشیدنم...
برای دیروزم و الآنم و برای فردای نیامده ام که میدانم بهترین فردای ممکن است!
خدایم شکر!

خدایا!خوب میدانی که بهترین آرزو هارا برای خوانندگان نگارین کده ام
دارم!
به تمامشان هرچه میخواهند بده.
آمین/(~ _ ~)\



__ _█████____████
___████__████_███
__███____████__███
__███_███___██__██
__███__███████___███
___███_████████_████
███_██_███████__████
_███_____████__████
__██████_____█████
___███████__█████
______████ _██
______________██
_______________█
_████_________█
__█████_______█
___████________█
____█████______█
_________█______█
_____███_█_█__█
____█████__█_█
___██████___█_____█████
____████____█___███_█████
_____██____█__██____██████
______█___█_██_______████
_________███__________██
_________██____________█
_█







__000000___00000
_00000000?0000000
_0000000000000000
__00000000000000
____00000000000
_______00000
_________0
________*__000000___00000
_______*__00000000?0000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
_______*_____00000000000
________*_______00000
_________?________0
_000000___00000___*
00000000?0000000___*
0000000000000000____*
_00000000000000_____*
___00000000000_____*
______00000_______*
________0________*
________*__000000___00000
_______*__00000000?0000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
______*______00000000000
_______*________00000
________*_________0
_________*________*
_________*_______*
__________*______*
___________*____*
____________*___*
_____________*__*
______________**


▄▀▀███═◯
▐▌▄▀▀█▀▀▄
█▐▌─────▐▌
█▐█▄───▄█▌
▀─▀██▄██▀


____________#####
_____________####
_____________###
_____________###
_____________###
_____________###
_____________###
_____________###
_____________###__##
_____________###__#__#
_____________###___#__#
_____________###___#___#
_____________###___#____#
_______##____###__#____#
______#__#__######____#
______#___##_____#____###
_______#____#####____##
________#___________####
_________#_________###
_________##_______###
________##_________###
_______##___________###
______##______##_____##
_____##_____#_____#___##
_____##______####_____##
_____###________________##
______##_______________###
_______###____________###
_________####________###
___________######



~~~~~~ ~~~~~$$$$
~~~~~............$$**$$
~~~~~~~~~...$$$**$$
.................. $$$~~~'$$
~~~~~~~~$$$"~~~~$$
~~~~~~~~$$$~~~~.$$
~~~~~~~~$$~~~~..$$
~~~~~~~~$$~~~~.$$$
~~~~~~~~$$~~~$$$$
..~~~~~..~~$$$$$$$$
~~~~~~~~$$$$$$$
~~~~~~~.$$$$$$*
~~~~~$$$$$$$"
~~~~.$$$$$$$....
~~~$$$$$$"`$
~~$$$$$*~~~$$
~$$$$$~~~~~$$.$..
$$$$$~~~~$$$$$$$$$$.
$$$$~~~.$$$$$$$$$$$$$
$$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$
$$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$
3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$
~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$
~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$
~~~$$$$~~~~~~~$$~$$"
~~~~~$$*$$$$$$$$$"
~~~~~~~~~~````~$$
...~~~.~~~~~~~~~.'$
~~~~~~~~..~~~~~~$$
~........~$$$$$$~~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~~$$$$$"~~.$$
~~~~~~~"*$$$$$.......

▄ █ ▄ █ ▄ ▄ █ ▄ █ ▄ █ ▄
Min- – – – – – – – – – ●Max
☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻☺☻



12:31شنبه نهم دی 1391negarin
 با نام تو آغاز میکنم...

تویی که نمیدانم کجایی؟

تویی که نمیدانم چطوری؟

اما خوب میدانم که هستی و همین برای من کافیست...

خوب میدانم که همیشه با منی...

خوب میدانم هیچ وقت تنهایم نمیگذاری...

خوب میدانم که در زندگی ام هیچ چیز ارزش نگرانی را ندارد وقتی تو... خدایم...خدای خوبم...

ساکن قلبم باشی!!!

خدایا میدانم که در یک چشم بر هم زدنی عمرم به پایان میرسد...

میدانم که خوبی و بدی و سختی و راحتی میگذرد و آرامشی در پیش است....

اما...

اما تو هم خوب میدانی که تحمل اینها کار آسانی نیست!

تو هم خوب میدانی این عمر آری میگذرد، اما با این گذشتنش چه به روز ما انسان ها می آورد!

تو هم خوب میدانی تحمل انسان هایی که به جای شرافت، از آن ها فقط شر و آفت میبینم

ساده نیست...

من اما همه چیز را به خاطر تو تحمل مینکم....

فقط میترسم...میترسم که آدم های این دنیا همراهم بیایند به آن دنیا!!!!!!!!!



12:26سه شنبه سوم تیر 1393negarin

 دیالوگ ماندگار یعنی این واقعا:


12:52جمعه بیست و سوم خرداد 1393negarin

یا صاحب الزمان(عج)...

امروز 1177سال از تولدت میگذرد...

تولدت مبارک!

خودت همه چیز را میدانی ولی...

زودتر ظهور کن!

آمین...


13:5چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393negarin

یه وقتایی حوصله خودتم نداری چه برسه به دیگران...!

 و یه وقتایی هیچکس حوصله خودشم نداره چه برسه به تو...!

چقدر این یه وقتایی زیاد شده...!

کم کم داره میشه همه وقت ها...!

.

.

.

.

.

جوووووووووونم که بالاخره این امتحانا تموم شد!


22:20دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393negarin


 یکی هست که اگه جونش بره نمیذاره بهت سخت بگذره …


اونم اسمش پدره !


سلامتی همه باباهایی که پشت اون سیبیلشون یه قلب مهربونه که واسه خونوادشون خفن میتپه...! 

بابائی روزت مبارک!

خدایا!سایه همه پدرهارو بالای سر بچه ها حفظ کن و اینکه بمیرم واسه اونایی که از نعمتش محرومن...


19:50یکشنبه سی و یکم فروردین 1393negarin
بدن انسان میتونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه. اما زمان تولد، یک زن تا 57 واحد درد رو احساس میکنه که این درد معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!

مادرتان را دوست بدارید...!


به سلامتی همه ی مادرا که با یه ببخشید دلشون ازت صاف میشه!

همیشه برات لبخند دارن ولی خدا میدونه چقدر غصه ات رو میخورن...

همیشه سلطان غمن...

سلامتی اسمی که باش زبون باز کردیم...

سلامتی کسی که هرچقدر هم نقاب لبخند به چهره ات بزنی نقابتو برمیداره و میگه:

به من نگی به کی بگی؟!

سلامتی کسی که گریه تو بغلش اندازه صدتا مسکن آرامش دهنده است...

سلامتی کسی که موقع درد و خستگی و دلگرفتگی و گرسنگی و تشنگی و هزار تا مشکل دیگه اولین اسمیه که به زبون میاد...!

سلامتی کسی که از خستگی نمیتونه چشماشو باز نگه داره ولی وقتی صداش میکنی بازم میگه: جانم مامان جان؟!

و سلامتی کسی که هر وقت غذا کم میاد، یهو هوس نون و ماست میکنه...!

خدایا....

تا آخر عمرمون سایه همه مادرامونو از سرمون کم نکن....

و اینکه الهی بمیرم واسه کسایی که از نعمتش محرومن...


قهرمان واقعی کیه؟!




23:49جمعه هشتم فروردین 1393negarin
سال هم نو شد...

اما من هنوز همان آدم کهنه ام...

با همان حرف های کهنه...

با همان لبخند مصنوعی کهنه...

و همچنان دنبال خودم میگردم...

و چقدر تکرای شده ام...


عاشق شادی های نوروزم!

عاشق لباس های نو...

عاشق هفت سین..

عاشق این رفت وآمد های اجباری...

و من عاشق صداقت آن پسر بچه ای هستم که تا روی مبل نشست گفت:

  ((عیدی منو بدید میخوایم بریم...!))

اما ما...؟!:)


 خدایا!

خوب و بد در زندگی هر کس معنایی دارد...

در این سال نو تمام اتفاقات خوب را بیانداز و اجازه ی افتادن هیچ اتفاق بدی را برای هیچ بنده ای نده...




21:24سه شنبه ششم اسفند 1392negarin

چوپان دروغگو

از نامت سر افکنده نباش...

این روز ها خیلی از ما

با دیدن آدم ها فریاد میزنیم:

گرگ

گرگ

گرگ

(حسین پناهی)ََ


0:43پنجشنبه دهم بهمن 1392negarin
روزانه چیزهای زیادی گم میشوند و گاهی پیدا میشوند و گاهی هم نه...
اما گم کردن بعضی چیزها خیلی گران تمام میشود.

کوچکتر که بودم روزی بسته مدادرنگی هایم گم شد!
خیلی ناراحت بودم و نقاشی هایم بدون رنگ مانده بودند.
آن روز فکر میکردم در دنیا هیچ چیز بدتر از گم کردن رنگ های نقاشی ام نیست، تا اینکه مادر عزیزم به دادم رسید و برای نقاشی هایم رنگ های جدید خرید.
حالا بزرگ شده ام!
اما چند وقتی است حال عجیبی دارم...
مثل احساس گم کردن چیزی...
اما مدادرنگی هایم سرجایشان هستند...
من،  چند وقتی است که "خودم" را گم کرده ام...
چند وقتی است که به جای نقاشی هایم، دنیایم بی رنگ شده!
امروز فهمیدم که بدتر از گم کردن مداد رنگی هم هست و
 به سادگی دوران کودکی ام میخندم...!
کاش مادرم میتوانست یک "خود" جدید برایم بخرد.
اما حیف...



14:27شنبه بیست و یکم دی 1392negarin

امروز به بعضی چیزها نیاز دارم...

.

.

.

یک دوش آب گــــــــــــــرم

یک لباس راحـــــــــــــــت

یک فنجان چــــــــــــــــای تـازه دم

یک موسیــــــــــــــــــــــــــــــــقی ملایم

از جنس thats not the shape of my heart...

یا Moonlight...

یا آهنگی آرام از adele

یا...

  نواختن هر آهنگ دیگری با "ویولنم" !

خب... دیگر آماده ام...!


به درک که خیلی از مشــــکلات حل نمیشوند!!!!!!!!!!!!!!!!



11:42دوشنبه نهم دی 1392negarin
نگارینکده یک ساله میشود....!
امروز تولد نگارین کده است...

نگارینکده ام   تولدت مبارک!

خوشحالم لااقل نگارینکده ای هست که تمام حرف هایی که سکوت میشوند را برایش با صدای بلند تایپ کنم...!


14:12چهارشنبه چهارم دی 1392negarin
پاییز هم گذشت...

مثل هر چیز دیگری که میگذرد...

اما زمستان رسید!

فصل سرد...

دوستش دارم! زمستان را میگویم!

با تمام سردی و برفش دوستش دارم...

دوست دارم کنار پنجره ای برف را تماشا کنم و

آرامش را در چایم حل کنم و زندگی را یک نفش سر بکشم...!

در زمستان دنبال یک هم صحبت صمیمی باشید.

زیرا در این سرما فقط یک جمله ی دلنشین میتواند آدم را یک فصل گرم نگه دارد....!



هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!

منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم

منم من سنگ تیپا خورده رنجور 

منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور

نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در بگشای دلتنگم...

(مهدی اخوان ثالث)

شعر کامل در ادامه مطب هست.

پیشنهاد میکنم از دست ندید وااقعا زیباست!


EDAME
21:33چهارشنبه بیستم آذر 1392negarin
من تنها کمی متفاوتم...

من تنها کمی با آدم های اطرافم متفاوتم...

آن ها ناراحت میشوند و اخم میکنند!

من اما ناراحت میشوم و لبخند میزنم....!

آن ها میشکنند و فریاد میزنند!

و من میشکنم و لبخند میزنم....!

آن ها دلشان میگیرد!

من هم دلم میگیرد مثل همه...!

اما من کمی متفاوتم...باز هم لبخند میزنم...!

آن ها دقت نمیکنند و نمیفهمند یا اگر بفهمند بروز میدهند!

و من میفهمم و به روی خودم نمی آورم...!

و باز هم لبخند میزنم...!

من تنها کمی متفاوتم...

وقتی غم هایم روی شانه هایم کوه میشوند و من به پهنای تمام کوه پایه ها لبخند میزنم...!


21:47یکشنبه بیست و ششم آبان 1392negarin

"یا حسین" از "با حسین" یک "نقطه" کم دارد ولی....

"یاحسین" گفتن کجا و

"باحسین" بودن کجا؟!؟



مشک را که پر آب کرد ، از خوشحالی حتی حواسش نبود دستانش را بریده اند …

بعد از ریخته شدن آب هم آنقدر ناراحت بود که باز فرصت نکرد سراغی بگیرد از بازوانش …
فقط وقتی حسین آمد بالای سرش ، میخواست دست به سینه سلام دهد که تازه فهمید دستانش نیستند !
یا ابوالفضل...



14:13پنجشنبه شانزدهم آبان 1392negarin
به دنیا که آمدم خیلی ترسیده بودم از این آدم ها...

به دنیا که آمدم ناراحت بودم و با تمام وجود دلم میخواست برگردم پیش فرشته ها...

این دنیا اصلا برایم جالب نبود.

اما...

دیگر دیر شده بود...

من به دنیا آمده بودم...

آنقدر شوکه بودم که تا 1.5 سال قدرت حرف زدن هم نداشتم....

اگر با دید انصاف بنگرم

این دنیا آنقدرها هم زشت نیست...

زیبایی هست...خانواده هست...باران هست...مهربانی هست...

در این دنیا خدا هم هست... حتی نزدیک تر از رگ گردن...


حالا اما 17 سال از آن روز میگذرد...

شکر...

هزاران و هزارن و هزاران بار شکر که هنوز نفس میکشم و حالم خوب است...

شکر برای تمام و تک تک لحظه های این 17سال...


همیشه شکایت از کاستی ها نیست...

امروز روز شکر داشته هاست...


 امروز من 17سال دارم...

یا نه بهتر است بگویم دیگر 17سال را ندارم. اما به جای این 17سال چه دارم؟!؟!؟

سوال سختی است...

فکر میکنم...

فکر...

و فکر...

در پاسخ به این سوال چه جوابی باید به مالک تمام این بودن ها بدهم؟!

راستی شما به جای سال هایی که ندارید چه دارید؟!؟!؟!

                                                                       تولدم مبارک!



14:10پنجشنبه هجدهم مهر 1392negarin

سبز …
زرد …
قرمز …
وسوسه شده ام کدام سیب را بردارم !
میوه فروش پوزخندی زد و گفت : “ تردیـــــد نکـــــن …”
تمام سیب ها تو زردند !!!

        

0:41یکشنبه سی و یکم شهریور 1392negarin

دلم خیلی برای پاییز تنگ است....

برای آن نسیم های خنک....

برای آن برگ های خشک خیابان...

برای هارمونی رنگ ها....

برای شب های طولانی....

برای باران...

برای باریدن زیر باران....

باران...

باران...



بگذر تابستان....

حالم با تو خوب نمیشود....

پاییز حال مرا خوب میفهمد....

من هم پاییزم....

پاییزی که امید به بهار شدن دارد....!


19:22دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392negarin

یا امام رضا(ع)


وای که دلم لک زده برای حرمت....

میلادت مبارک....

هیچ چیز نمیتونم بگم....یعنی چیزی به ذهنم نمیرسه که....

فقط دلم لک زده برای حرمت....برای گوش دادن به نقاره خونه که بزرگترین سمفونی عشقه....برای خوردن حتی یک قطره آب سقاخونه که بعدش رو به ضریح بگم سلام بر حسین...

خودت از دلم خبر داری پس نیازی به طومار نوشتن نیست

و میدونی که این پستو با بغض نوشتم....

                                          "السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)"



10:57یکشنبه هفدهم شهریور 1392negarin

دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست ،

من دست به سینه سر جایم نشسته ام....!

دیگر نه با بطری آب تخته سیاه کلاس را خیس میکنم

نه روی صندلی معلم پونز میگذارم

نه روی نیمکت میروم و کنسرت میگذارم!!!!!

نه پایین کلاس برنامه ی آهنگ های درخواستی راه میاندازم

نه از درخت توی حیاط مدرسه بالا میروم

نه حرف میزنم

نه راه میروم

نه... نه....

دیگر نفس هم نمیکشم....

دست به سینه سرجایم مینشینم

آنقدر به خاطره ضربدرهای جلوی اسمم در لیست بدها و حتی با وجود این سن کم،چوب روزگار را خوردم که تبدیل شدم به ساکت ترین شاگرد کلاس زندگی....!



13:44سه شنبه پنجم شهریور 1392negarin

خسته ام....

خسته ام از این روزمره گی....

خسته ام از این هر روز تکراری....

خسته ام از این احساس تنهایی حتی در جمع!

کاش میشد....

ای کاش میشد خودم را جایی جا بگذارم....

و برگردم و ببینم که دیگر نیستم....!